چند وقته سرم شلوغه و نمیتونم تند تند وبلاگ رو آپ کنم .

خیلی شیطون شدی ماشالله . یه جا نمیشینی. همش دلت میخواد بری این طرف و اون طرف سرک بکشی . بعضی وقتا از دستت کلافه میشم.

جمعه هفته قبل رفتیم خونه مادر بزرگ بابات . کلی هله هوله خوردی .

کلی توت نشسته از درخت چیدن و دادن بهت خوردی .

رولت و برنج و مرغ و میوه و کلی چیز میز دیگه هم خوردی .

من خیلی نگرانت بودم نکنه خدایی نکرده مشکلی برات پیش بیاد .

یه دندون دیگه هم بالا دراوردی

الان جمعا 3 تا دندون داری یه دونه بالا  دوتا دونه پایین . قربونت برم من .

دایی مهدی برات از اهواز دوتا تیشرت خوشکل آورده که خیلی بهت میاد .

دیروز بابایی برات یه آکواریوم کوچولو خرید که باهاش سرگرم بشی عزیزم .

 

اینم عکسای باغ خونه مامان بزرگه بابایی .

 

 

 

 

 

 

اینم شروین موقع توت خوردن از درخت !!

/ 0 نظر / 13 بازدید