سلام

خوبین ؟

بعد از چند وقت اومدم آپ کنم .

این چند وقت خیلی گرفتار بودم . یه اتفاق خیلی بدی افتاد ولی به خیر گذشت .

واقعا خدا شروینو خیلی دوست داره . چرا؟؟؟؟؟؟ الان میگم

چند شب پیش با مجید (شوهرم ) بیرون بودیم . قرار بود من برم پیش خیاطم باهاش کار داشتم .

قبل از اون رفتیم مغازه پدر شوهرم که بروسونیمش خونشون .

ازونجایی که خیلی شروینو دوست داره اصرار داشت که شروین بمونه اونجا . ماهم گفتیم باشه بمونه تا من برم پیش خیاطم و وقتی برگشتیم میایم دنبالش .

حدود نیم ساعت بعد مامان مجید زنگ زد گفت کجایید؟ بیاید شروین دستش کمی سوخته !!!!!!!!!!

ماهم سریع خودمونو رسوندیم اونجا

وااااااااااااااااااااااااای چشمتون روز بد نبینه . دستای بچه کباب شده بود . الهی بمیرم .

داشتن روی منقل کباب درست میکردن شروینم رفته توی آشپزخونه شروع کرده به شیطنت یهو پاش لیز میخوره و میوفته روی منقل گریه

هر دوتا دستش از مچ تا شونش سوخته بود . اونم به چه وضعییییییییییییییی

حتی زیر چونه ش هم سوخته بود .

واقعا خدا بهش رحم کرده که با صورت نیوفتاده .

وای من وقتی دیدمش ضعف کردم .

خیلی درد میکشید . بردیمش بیمارستان و دستشو انقدر سابیدن تا پوستای روش بکنه . طوری که خون افتاد . الهی خدا منو بکشه . شروین از شدته درد ضعف کرد .

خلاصه که هردو دستشو پانسمان کردن .

الان سه روزه پانسمانه . البته هرروز تعویض میشه پانسمانش

براش دعا کنید زودتر خوب بشه و جای سوختگی نمونه رو دستاش .

خاک بر سرم کنن . کاش نمیذاشتم اونشب بره خونه بابا بزرگش .

خیلییییییییی مواظب بچه هاتون باشید . اتفاق توی یک لحظه میوفته .

حالا از شیرین کاریهاش بگم .

از اونجایی که شروین عاشق بازی IGI  هست ( نمیدونم اسمشو درست نوشتم یا نه )

و من از این بازی متنفرم . خیلی رفته تو فاز این بازی . صبح که از خواب بیدار میشه کشت و کشتار میکنه تا شب.

هرکسو تو خیابون میبینه با دستش ادای تفنگ رو در میاره و میگه دووو دووو یعنی تیر میزنه

بعد طرف هم حتما باید بمیره !!!!!!!!!!!

بعد میگه کشششششششتتتتتتتت

چند روز پیش باباش خواب بود رفت بالا سرش هی گفت باباااااااااااااااا بابااااااااااا دید جواب نمیده !! اومد گفت بابا کشت !!!!!!! یعنی مرد دور از جون خنده

ما برای ماشینمون که خریدیم یه گوسفند کشتیم . حالا این از اون روز همش میگه ببعی کشتتتتتتتت

خیلی بد عادت شده همش میگه آتیش، تق تق،  کشت ، مد یعنی مرد

اینا رو همه از تو خونه بابای مجید یاد گرفته .

دیگه بیشتر کلمه ها رو هم میگه .

ماشالله خیلی بانمک شده .

امیدوارم دیگه هیچ اتفاق بدی برای شروین و برای بچه های دیگه نیوفته . 

و همه شون همیشه سالم و سلامت زیر سایه پدر و مادرشون باشن .

 

اینم عکس شروین با دست پانسمان شده

 

 

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیتا

آخی عزیزم ایشالا خوب میشه مهنوش جون نگران نباش در ضمن از این کرمهای خارجی هست برای جای سوختگی بگیر براش بزن که جاش نمونه فکر کنم مارک هیدرو درم

مامان حسنی

سلام الهي بميرم اين جورمواقع مامانا بيشترزجرميكشن اميدوارم خيلي زود زود خوب بشه البته چون شروين كوچيكيه پوستش زود ترميم ميشه وردش هم نمي مونه نگران نباش مهنوش جان ببخشيد قصد فضولي ندارم فقط خواهرانه ميخواستم بگم براش گوسفند عقيقه كنيدتاهميشه درپناه خداباشه وديگه مشكلي براش پيش نياد[ماچ]

hakimeh

elahi bamiram chi kashide babos pasmalito mano ham link kon mamnon misham[قلب]

راحیل

مهنوش جون خیلیییییی براش ناراحت شدم.ایشالاه زود زود خوب بشه.خدا نگهدار همه بچه ها باشه

پریا مامان پرهام

آخی الهی خیلی ناراحت شدم وای مهنوش جون خیلی مراقبش باش این بچه ها اخر شیطونی هستند خدا رو صد هزار مرتبه شکر که خطر رفع شده .... راستی ماشینتون هم مبارکه بالاخره چی خریدید؟

بهناز مامان نازنین

آخی خیلی ناراحت شدم دلم لرزید چقدر ناراحت کننده تو رو خدا بچه رو تنهایی جایی نزار هیچکس چشمهای تیز بین مادر و دلسوزی مادرانه رو نداره حتی پدرو مادر حودمون

lمسیحا

jالهی بمییییییییییییییییییییییییییییییرم

آذر

سلام من تازه با وبلاگتون آشنا شدم و خیلی ناراحت شدم که دست شروین جون اینجوری شده بازه صد هزار مرتبه شکر که به خیر گذشت دلم کباب شد به خدا خوشحالم که شروین جونو دیدم [قلب]

تمنا

وای عزیززززززز خاله......بمیرم برای دست کوشولوی خوشملت....خوب شد واسه من عکسش باز نشد دل ندارم ببینممم خیلی هم خوشحالم که اون تب قبلیت هم تموم شد و خوف شدییییی مهنوش جونم دیگه بچه رو دست کسی نسپار.....فدای هر دوتون....دلم خیلیییییییییی برات تنگ شده هااااااا [ماچ][گل][قلب]

گلابتون بانو

وای طفلکی. چه قدر وحشتناک.انشاالله زودتر خوب بشه.[ناراحت]